27
اردیبهشت
حس خفته_۵۱تا۶۰
#51 ساغر با اشتیاق ویفر موزی را باز کرد و مشغول خوردن شد..با دهان پر داشت به سارا نگاه میکرد.. -تو که نمیخوری؟ سارا خنده اش گرفته بود..از جایش بلند شد و در کابینت مواد غذایی را باز کرد..با دست به آن اشاره کرد..ساغر با دیدن بسته های بزرگ ویفر موزی،از… بیشتر »
