6
آذر

رمان تیرا

🍃 ﷽ 🍃 #تیرا 📚 ✍🏻فاطمه‌صداقت #قسمت_12 نگاه خیره‌ام روی کشور ثابت ماند. مادرم همیشه زحمتمان را می‌کشید. کمی کج خلق بود کمی با حرف‌هایش روز روشن آدم را شب سیاه می‌کرد ولی از ته دلش دلسوز بود. مهربان بود. زبانش گزنده بود و قلبش رقیق. -بیا راحل‌. سفره رو ببر… بیشتر »

free b2evolution skin