28
فروردین

موقعیت: عوارضی!

موقعیت: عوارضی! قسمت دوم #به_قلم_خودم #مرقومات_جنگی آن شب دلم می خواست بروم پیاده روی مسجد. شعار بدهم حداقل. ولی باید می رفتم عوارضی. حالا یک بار که طوری نمی شد. خلاصه دست بچه ها را گرفتیم و راه افتادیم آن جا. مثل هر شب از ابتدای مسیر همسر گفت: « پرچم… بیشتر »

free b2evolution skin
28
فروردین

موقعیت: عوارضی!

موقعیت: عوارضی! #قسمت_اول #به_قلم_خودم #مرقومات_جنگی از تهران برگشته بودیم. بعد از اعلام شهادت آقا که سراسیمه رفته بودیم تهران، بعد از آن روزهای سخت، حالا برگشته بودیم. آن شب هایی که تهران بودیم در خیابان که می رفتیم شور و هیجان زیادی موج می زد. از… بیشتر »

free b2evolution skin