17
فروردین

رمان تیرا

🍃 ﷽ 🍃 #تیرا 📚 ✍🏻فاطمه‌صداقت #قسمت_19 پاستیل و لواشک را داخل سینی گذاشتم و مقابل در واحد ایستادم. چند تقه به در زدم. صدای پای نیکی می‌آمد. در را که باز کرد با دیدنم خندید. جلو آمد و نگاهم کرد. روی سرش دست کشیدم. مادرش هم آمد. این تلوتلو خوردن شیرین و… بیشتر »

free b2evolution skin
17
فروردین

رمان تیرا

🍃 ﷽ 🍃 #تیرا 📚 ✍🏻فاطمه‌صداقت #قسمت_18 هنوز هم یاد بو و طعم غذای خانه‌ی پدری هوش از سرم می‌برد. هنوز هم با رفتن به خاطرات و سرک کشیدن در کوچه پس‌کوچه‌های گذشته، حالم دگرگون می‌شد. به خودم آمدم. تمام غذا را خورده بودم. دستانم را دو طرف سینی گذاشتم. آن را… بیشتر »

free b2evolution skin