1
مهر
رمان تیرا
#قسمت_دوم از جایم بلند شدم. جولی را سرجایش گذاشتم. سمت آشپزخانه رفتم. بستهی سیاه رنگ کافی میکس را از داخل جعبه بیرون کشیدم. آب جوش را داخل ماگ قرمزم ریختم و قهوهی فوریام را حاضر کردم. تک خندهای به خودم زدم. یاد موقعی که جوانتر بودم افتادم.… بیشتر »
